داستان‌نویسی برای کودکان (بخش اول) / علیرضا متولی



به نام خدای مهربان
بسیاری از نویسندگان تازه­‌کار  و جوان علاقه­‌مندند برای کودکان داستان بنویسند. بعضی نویسندگان باز هم نوکار، از راه قصه­­­­‌گویی برای کودکان به این کار رو آورده‌­اند. و فکر می­کنند چون توانسته­اند قصه‌­ای را برای بچه­‌ها تعریف کنند، می ­توانند آن را روی کاغذ هم بیاورند. عده ای هم با داشتن ایده ­ای ناگهانی تصمیم به نوشتن برای کودکان می‌­گیرند. عده ­ای هم نوشتن برای کودکان را یک شغل می­ پندارند و فکر می­کنند نویسندگی یک شغل پر درآمد است.   همه­ اینها نوعی ساده انگاری است. در میان داستان­ های با مخاطب کودک که به دست من می­رسد و آن­ها را می­خوانم و ارزیابی می­کنم، و یا با گفتگویی که با نویسندگان آن­ها داشته ­ام، به خوبی این نکته را دریافته ­ام که با ظهور یک ایده­ خوب در ذهنشان، هیجان زده شده­ اند و بی­ درنگ آن را نوشته­ اند. در حالی که از اصول نوشتن برای کودکان بی اطلاعند و یا اگر اطلاع دارند تمرین کافی نداشته­ اند.‌
این نوشتار می­خواهد بگوید؛ نوشتن داستان برای کودکان کار ساده ­ای نیست؛ ولی خیلی­ ها فکر می­کنند این کار ساده است. حتی نویسندگان حرفه­ ای هم به آن سادگی که مردم فکر می­کنند قصه نمی­ نویسند. آن­ها هم گاهی ماه­ ها روی یک داستان شاید صد تا هزار یا دوهزار کلمه­ ای کار می­کنند شاید صد تا هزار یا دوهزار کلمه­ ای کار می­کنند بارها نوشته ­شان را بازنویسی می­ کنند. در بسیاری موارد داستان­شان را به همکاران خود می­ دهند و نقدهای آن­ها را می­شنوند و باز هم تغییراتی در آن می­ دهند.
نویسنده­ های تازه­ کار وقتی قصه ­ای برای کودکان می­نویسند؛ و آن  را برای کودک می­ خوا­نند؛ معمولا در همان چند خط اول احساس می­ کنند حوصله کودک در حال سر رفتن است. درچنین موقعیتی نویسنده­ منصف باید از خود بپرسد کجای کار من اشکال دارد که نمی تواند جذابیتی نسبی برای مخاطبم فراهم کند؟
در یک نگاه کلی با اطمینان می ­توان گفت که هیچ جای قطعات و عناصر داستان در جای خودشان ننشسته ­اند. کافی است فقط یک عنصر در داستان خوب عمل نکند تا داستان به شکل نا امید کننده ­ای جذابیتش را از دست بدهد.
 پرسش اینجاست که چرا وقتی دستگاه یا وسیله ­ای می­خریم قبل از آنکه به آن دست بزنیم، ابتدا دفترچه راهنمای آن را مرور می ­کنیم؛ ولی  سرو کارمان با داستان و بخصوص کودک می­ افتد نمی­خواهیم دفترچه راهنمایی را بخوانیم.
نویسنده­ ای که می­خواهد برای کودکان بنویسد باید نکاتی را بیاموزد. و اغلب، از این آموزش­ها رویگردان هستند. چون همان­طور که گفتم آن­ها فکر می­کنند داستان نویسی به راحتی داستان­گویی است. یا داستان نویسی روایت یک اتفاق صرف است. بعدها که با عناصر اصلی داستان آشنا شدید، متوجه خواهید شد که از چه صحبت می­کنم.
از طرفی آموزش­های داستان­ نویسی می­تواند جلوی خلاقیت و رشد نویسنده را بگیرد. پس چاقویی است که هم می­تواند میوه ببُرد و هم دست را زخمی کند. شرکت در کلاس­های داستان­ نویسی و خواندن کتاب­های آموزش داستان نویسی که بخصوص از طرف نویسندگان تازه به دوران رسیده که این روزها به وفور تشکیل می­شود، می تواند به گمراهی نویسنده منجر شود. و این نوع کلاس­ها هرچه آکادمیک­ تر  و درسی ­تر هستند ضرر بیشتری به نوآموز داستان­ نویسی برای کودکان می­زنند. عموم این کلاسه­ ها واژه­ خلاق را یدک می­ کشند؛ اما اولین مظلومی را که به قتل می­رسانند خود خلاقیت است. اولین توصیه­ من به نوآموزان داستان نویسی این است که هر جا کلاسی به اسم داستان­ نویسی خلاق دیدند به آن شک کنند. چون به نظر من  داستان­ نویسی غیر­خلاق نداریم که در مقابلش داستان­ نویسی خلاق داشته باشیم. داستان­ نویسی در ماهیت خودش یعنی خلاقیت. جنس داستان ­نویسی  از جنس خلاقیت است. درست مثل این است که بگوییم آموزش ساخت پنیر از طریق پنیر. آنچه به خلاقیت مربوط می­شود، تمریناتی برای خلاقانه ­تر فکر و خیال و زندگی کردن است. خلاقانه زندگی کردن فقط منحصر به داستان­ نویسی و سایر رشته­ های هنری ندارد. چون یک آشپز یا یک آهنگر  و یا حتی یک رفتگر هم می­تواند فردی خلاق باشد.
حالا بعدا در این باره صحبت خواهیم کرد که آیا خلاقیت آموختنی است یا فطری.
 به نظر من بهترین کار برای آموزش داستان­ نویسی (مثل بقیه­ هنرها) آن است که از طریق شاگرد و استادی آموخته شود. این روش آموزش­ها را درونی می­کند و آن وقت به مثابه از کوزه همان برون تراود که در اوست خواهد شد.
آموزش داستان ­نویسی بجز چند فرمول ساده (در بیان) و سخت ( هنگام عمل) و تعدادی لغت و مفهوم که عناصر داستان را معرفی می ­­نمایند نیست.  می­ شود در چند ساعت و یا چند روز با همه­ آنها آشنا شد. اما آنچه مهم است عملی کردن آن دانسته­ هاست. در هنر عملی کردن دانسته­ ها برداشتن و گذاشتن این مهره در اینجا و آنجا نیست بلکه ترکیبی است از تفکر و خیال و احساس که از ناخودآگاه نویسنده شکوفا می­شود و یک اثر هنری را خلق می­کند. اما هنرمند یا نویسنده باید همه این ترکیب ها و عنصر را بداند و بشناسد. و البته این دانسته ها تا وقتی روی کاغذ پیاده نشود سختی­هایش را نشان نمی­دهد. برای مثال عبارت زاویه­ دید را در داستان­ نویسی در نظر بگیرید. من بسیاری از نویسندگان مطرح را می شناسم که هنوز هم در زاویه­ دید داستانشان مشکلاتی دارند.
در سال­هایی که نزد اساتید نویسندگی کودک شاگردی کرده ­ام نکاتی را آموخته­ام که قصد دارم در این­جا آنها را با نویسندگان تازه­ کار در میان بگذارم.
ممکن است بگویید چه تلخ و چه سخت!
درست است دلیل تلخی و سخت نشان دادن آن این است که در همان اول کار کسانی که اهل این طریق نیستند انتخاب دیگری برای زندگی خودشان داشته باشند. و دوم اینکه آن­ها که سمج و علاقه­ مندند بمانند. این سماجت اولین نشانه ­های خلاقیت است. من در این نوشتارها که به درخواست پایگاه نقد داستان تهیه کرده­ ام، در دو یا سه قسمت کلیاتی را درباره­ داستان­نویسی برای کودکان خواهم نوشت. قبل از هر چیز اعلام می­کنم که این­ها آموزه ­هایی هستند که از اساتید خودم دریافت کرده ­ام. و امیدوارم آنچه می­نویسم برای نوآموزان کارگشا باشد. و ممکن است آنچه آموخته ­ام غیر از آن چیزی باشد که آموزگارانم بیان کرده­ اند. و درک امروز من همین است که برای شما می­نویسم.
در انتهای این قسمت به دو وجه اساسی در داستان­ نویسی اشاره می­کنم و در نوشتارهای بعدی درباره­ جزییات این وجوه در خدمت­تان خواهم بود. وقتی با آن­ها آشنا شدید، و به تدریج پیش رفتید، خودتان با  وجوه حاشیه ­ای که مهم هستند ولی از اهمیت کمتری برخوردارند آشنا خواهید شد. پس بسم الله.
 
سخن اول: وجوه نویسندگی برای کودکان و نوجوانان
نویسندگی برای کودکان و نوجوانان دو وجه اساسی دارد:
الف- راه های نویسنده شدن، نویسنده بودن و نویسندگی
ب- شناخت اصول داستان اعم از عناصر داستان و جنبه های تکمیل کننده داستان.
در وجه «الف» شما به عنوان یک نویسنده باید بر روی توانایی­های شخصی و شخصیتی خودتان کار کنید تا وجهه و راه و روش زندگی یک نویسنده را بیاموزید. تا وقتی که نتوانسته ­اید شخصیت یک نویسنده را از خودتان بروز بدهید، نمی­توانید داستان­های خوبی بنویسید.
ممکن است بپرسید آیا همه­ نویسندگان ما این گونه ­اند؟ من با صراحت می­گویم که نه؛ اما آن­ها که این گونه­ اند، نویسندگانی حرفه ­ای  هستند که نوشته­ های آنها روی میز و یا داخل کشو و یا در رایانه­ شان نمی­ماند. و مدام از سوی ناشران از آنها داستان­های تازه درخواست می ­شود.
در وجه «ب» شما با عناصر داستان و نه با تکنیک داستان نویسی آشنا می شوید. چون روش­های داستان­ نویسی از ترکیب وجوه فوق و وجوه حاشیه ­ای، با هم به دست می­آید.
امیدوارم این چند مقاله که به تدریج در اختیارتان قرار خواهد گرفت، چشم­ اندازی از راهی که شما را به سمت موفقیت پیش می­برد نشانتان بدهد.
ادامه دارد
 



در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت