همه‌ی تلاشمان هموار کردنِ راه نوشتن بوده / نازنین جودت



سلام به دوستان همیشه همراه پایگاه نقد داستان. فرصتی پیش آمده که بتوانم چند کلمه‌ای با شما عزیزان صحبت کنم. پس مغتنم می‌شمارمش. امید که یادداشتم مقبول افتد و بتواند به شمایی که در آغاز یا میانه‌ی راه آموختن داستان‌نویسی هستید کمکی بکند.

من از اولین روز تشکیل پایگاه نقد، به تاریخ بیست و نهم شهریور هزار و سیصد و نود و شش، در کنار شما بودم و داستان‌هایتان را با علاقه و لذت خواندم و می‌خوانم. همان روزی که همراه همکاران و دوستان برای افتتاح پایگاه دور هم جمع شدیم، در فرصتی که به من داده شد تا پشت تریبون باشم، گفتم که همه‌ی تلاشم را می‌کنم هنرآموزان را به نوشتن تشویق کنم. خوبی‌ها و نقاط قوت داستانشان را ببینم و برای موقعیت‌های خوبی که خلق کردند، به آنها تبریک بگویم و به نوشتن امیدوارشان کنم. بعد ضعف‌ها و کاستی‌ها را با احترام نشانشان دهم و بگویم می‌شود داستان را با برطرف کردن اشکالاتش به موقعیت بهتری رساند. در این سه سال و اندی به قولم پایبند بودم. نزدیک به شش صد داستان ارسالی را  نقد کردم و حواسم بوده و هست به شما عزیزانی که با شور و هیجان برای پایگاه داستان فرستادید. تلاش کردم اگر به بیراهه‌ی نوشتن رفته‌اید، دست خودتان و راوی‌تان را بگیرم و به سمت و سویی که نتیجه‌اش داستانی سرپا و موفق است راهنمایی‌تان کنم. تلاش‌تان را دیدم و برای خوبی‌های اثرتان تشویق‌تان کردم. البته که بهتر شدن داستان با همراهی شما اتفاق می‌افتد. اگر در نوشتن مصمم هستید و هدف‌تان است، همه‌ی انتقادات را خوب بشنوید. درباره‌شان خوب فکر کنید و هر کدام را که به بهتر شدن کارتان کمک می‌کند اجرا کنید. مطمئن باشید حتی در تند و تیزترین نقدها هم همیشه نکته‌هایی هست که راه نوشتن را هموار ‌می‌کند.

در میان دوستانی که از همان روزهای آغازین تشکیل پایگاه نقد با ما همراه شدند و برایمان داستان فرستادند، کم نیستند عزیزانی که داستان‌هایشان پله پله بهتر شدند تا جایی که من و دوستان منتقد از خواندنشان شگفت‌زده می‌شدیم و بهشان تبریک می‌گفتیم. این نتیجه‌ی تلاش و مصمم بودن خودشان بود. این‌که اشکالات کارشان را می‌پذیرفتند و بارها و بارها داستانشان را بازنویسی می‌کردند و به پایگاه می‌فرستادند تا از بی اشکال بودنشان مطمئن شوند. اطمینان دارم امروز حال خوبی دارند و این راه برایشان هدفی است که از سختی‌هایش هراسی ندارند و برای حرکتِ رو به جلو همواره در تلاشند. از همین جا برای چندمین بار به همه‌شان تبریک می‌گویم و امیدوارم به زودی مجموعه داستانهایشان به چاپ برسد و نتیجه‌ی تلاششان را ببینند و ما هم از پیوستن‌شان به جرگه‌ی داستان‌نویسان و نویسندگان خوشحال و مسرور شویم. اما در مقابل دوستانی هم بودند که با نوشتن یک داستان و فرستادنش به پایگاه و نقد شدن متن‌شان از ادامه‌ی همراهی با ما سر باز زدند. اگر متنی را به دست کاربلدی می‌دهیم که برای بهتر شدنش راهنمایی‌مان کند بهتر است پیش از همه چیز به او اعتماد کنیم. ما اینجاییم که برای روشن‌تر کردن راه نوشتن کمک کنیم. اگر هم نقدی تند بوده منتقد می‌خواسته داستان‌نویس حواسش را جمع کند و در راه درست قدم بردارد. این فقط در داستان‌نویسی نیست. شما هر هنری را که بخواهید دنبال کنید، با شرایطی شبیه به این مواجه می‌شوید. اگر علاقه به نواختن پیانو داشته باشید و برای یادگیری آن شاگردیِ استادی را بکنید، اشکالات کارتان را گوشزد نمی‌کند؟ تشویق‌تان می‌کند با همان اشتباهات جلو بروید به صرف اینکه نمی‌خواهد دل‌تان بشکند؟ آیا با این روش هرگز در نواختن پیانو موفق می‌شوید؟ خودتان جواب این سوال را می‌دانید. پس من تکرارش نمی‌کنم. وقتی کسی در توهم این است که کارش را درست انجام داده، بهتر است راهنمایی یا استادی به او تذکر بدهد و او را متوجه اشتباهاتش بکند تا این‌که تشویقش کند و بعدتر که وارد این عرصه شد کارش زیر سوال برود و همه بر او بتازند. اگر کسی بعد از فرستادن یکی دو داستان به پایگاه، از این کار منصرف شده، یا نوشتن برایش جدی نبوده و به همین راحتی کنارش گذاشته یا در توهم عالی نوشتن بوده و توقع داشته فقط از متن ارسالی‌اش تعریف و تمجید شود. بهر حال برای این دوستان هم آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم در راهی که پیش گرفته‌اند سربلند باشند.

چند نکته‌ی مهم در طول این چند سال ذهنم را مشغول کرده که در این جا با شما به اشتراک می‌گذارم. نکته‌ی اول: با پایگاه و دوستان منتقد صادق باشید. بهر حال همه‌ی ما چندین و چند سال است که در زمینه‌ی نوشتن و نقد فعالیت می‌کنیم و تشخیص بسیاری از گفته‌های شما برایمان امری سهل است. وقتی مدت کوتاهی است که به نوشتن روی آوردید و احتمالا اولین داستان‌تان را برای پایگاه فرستادید، ننویسید چهار یا پنج سال است که داستان می‌نویسید. تشخیص این مسئله برای منتقد کار بسیار آسانی است. با همین حرکت منتقد را از نقد کارتان دلسرد می‌کنید و به جای این‌که ذهن او متمرکز روی روایت شما و بررسی اثرتان باشد، حول این محور می‌چرخد که چرا او را دست کم گرفته‌اید و با این دروغ به او و حرفه‌اش بی احترامی کرده‌اید. صداقت همیشه و همه جا حرف اول را می‌زند. چه بسا اگر بنویسید چند ماه است که داستان می‌نویسید و این اولین متن‌تان است که داستانی شده و برای پایگاه فرستادید، با برخورد بهتری مواجه شوید. منتقد خوبی‌ها و قوت اثر را ببیند و بابت اولین داستان‌تان به شما تبریک هم بگوید و تشویق‌تان کند. فرصت‌های خوب را از خودمان نگیریم و نه فقط در این مورد بلکه در همه‌ی موارد زندگی بدانیم و باور کنیم که راستی ما را در مسیر درستی قرار می‌دهد و با این کار اعتماد دیگران را به راحتی جلب می‌کنیم.

نکته‌ی دوم: داستان را که می‌نویسید، بدون بازنویسی و رفع اشکالات املایی و نگارشی، داغ داغ برای پایگاه ارسال نکنید. اجازه دهید چند روزی از نوشتنش بگذرد. دوباره به سراغش بروید و بخوانیدش. هر آنچه به بهتر شدن داستان کمک می‌کند انجام دهید و بعد برای پایگاه ارسال کنید. بارها با داستانی برخورد کردم که حتی نویسنده در مورد اسم شخصیت مطمئن نبوده و یکی دو بار اسم دیگری را نوشته، یا متن پر از غلط املایی و تایپی بوده و اصول نگارشی رعایت نشده. این نشان می‌دهد نویسنده بعد از نوشتن داستان حتی به خودش زحمت نداده یک‌بار آن را بخواند. همین روی نظر منتقد تأثیر می‌گذارد. هر چه وقت بیشتری برای بازنویسی صرف کنید، مطمئن باشید متن بهتری را ارسال می‌کنید و نقد بهتری دریافت می‌کنید که خستگی نوشتن و بازنویسی را یک‌جا از جسم و روحتان به در می‌کند.

نکته‌ی سوم: بارها و بارها در پیام‌هایی که همراه داستان می‌فرستید در مورد راه‌کارهایی برای آموختن تکنیک‌های داستان‌نویسی وکارگاه و کلاس‌های مربوط به این حرفه سوال کردید. دوستان عزیز، لازمه‌ی نوشتن آگاهی از اصول داستان‌نویسی است. این که فقط بنویسید و کارتان در این پایگاه نقد شود برای نویسنده شدن کافی نیست. منتقد به اشکالات متن ارسالی شما اشاره می‌کند و در بهترین حالت بخشی از تکنیکی را که باید استفاده می‌کردید توضیح می‌دهد. نوشتن هنر است و مثل هر هنر دیگری نیازمند آموزش است. این آموزش می‌تواند با کتاب‌هایی که در زمینه‌ی آموزش داستان‌نویسی در بازار موجود هستند اتفاق بیفتد یا از طریق شرکت در کلاس‌ها و کارگاه‌های داستان. من به شخصه با این کلاس‌ها موافقم. اما مشروط بر این‌که کلاس با عنوان آموزش تکنیک‌های داستان‌نویسی برگزار شود نه این که مدرس شیوه‌ی نگارش و اندیشه‌اش را به هنرآموز تحمیل کند تا در بهترین حالت داستان‌نویس‌هایی شبیه خودش بسازد. در کلاس‌هایی شرکت کنید که اصول و قواعد داستان و داستان‌نویسی را آموزش می‌دهند تا از اول راه بیاموزید برای نوشتن هر داستانی از چه موقعیت‌ها و تکنیک‌هایی می‌توانید استفاده کنید.

و کلام آخر اینکه خوشحالم در این سه سال در کنار شما بودم. شمایی که من را به خواندن داستان‌هایتان میهمان کردید. خوشحالم که خیلی از شما دوستان برای احترام به اثری که خلق کردید و خواننده‌ای که قرار است آن را بخواند، به نقد‌های منتقدین پایگاه توجه کرده و کارتان را بارها و بارها بازنویسی کردید. امیدوارم به زودی شاهد درخشیدن تک‌تک شما در عرصه‌ی داستان و داستان‌نویسی باشیم. با همین آرزو به پیشواز سال جدید می‌رویم و امید که در 1400 داستان‌های بیشتر و بهتری از شما به دستمان برسد.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۱
مهری حیدرزاده » 16 روز پیش
سلام سرکار خانم جودت از تلاش دست اندرکاران پایگاه نقد تقدیر می کنم که خالصانه دانش خود را در اختیار ما قرار می دهید . نگاه شما به امر داستان نویسی را دوست دارم . نگاهی که در عین دیدن نقایص نوشته ها نکته های مثبت تلاش یک نویسنده ی نو پا را می بیند و با طرح آن ها او را دلگرم می کند . پیوسته در کنار آموزه های پایگاه نقد هستم .از آن ها سود می برم و انرژی نویی در وجودم شکل می گیرد برای نگارش رمان های جدید . از ابتدای آشنایی با شما دوستان انگیزه نوشتن موجب شد که در طول این سه سال ۹۷- تا کنون چهار کتاب رمان و داستان من چاپ بشود و در فروردین ۱۴۰۰ نیز مجوز آخرین رمانم هم توسط وزارت محترم ارشاد صادر شده و عنقریب با همت انتشارات گرامی روزگار به چاپ خواهد رسید . خواستم از تلاش دست اندرکاران فرهیخته تشکر کنم و شما عزیز را در خوشحالی م شریک کنم . از شما دوست نازنین یاد گرفتم پشتکار ، قوت قلب ، صبوری و پایداری در مقابل نقد بر نوشته هایم را .سپاسگزارم . مهری حیدرزاده

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت