اثری رئالیستی از روزهای دهۀ شصت/یادداشتی بر رمان «ثریا در اغما»نوشتۀ اسماعیل فصیح / مریم بیرنگ



 

 

 

اسماعیل فصیح در رمان «ثریا در اغما» که اثری رئالیستی از روزهایی در دهۀ شصت ایران است، مانند چندی دیگر از رمان‌های خود جلال آریان را برای روایتگری داستان خود برگزیده است. جلال آریانی که همیشه بسیاری از خصوصیات نویسنده را در برگرفته و ماجراهایی مشابه زندگی او را از سر گذرانیده است. «ثریا در اغما» در روزهای جنگ ایران و عراق نوشته و به انتشار درآمده است. ویژگی محرز رمان تأثیری است که مقولۀ جنگ و انقلاب بر ذهن داستانی و روان نویسنده گذاشته است. یک سر ماجرا در ایران جایی میان مناطق جنگی و تهران می‌گذرد و سر دیگر داستان در بیمارستان، خیابان‌ها و کافه‌های پاریس.

به اغما رفتن ثریا در حادثه‌ای که هنگام دوچرخه‌سواری برایش پیش آمده، عدم تعادلی است که داستان با ضربۀ آن آغاز می‌شود، تعلیق پیدا می‌کند و با مرگ او پایان می‌یابد. اما این حادثه محور معنایی داستان نیست. مسئله‌ای که فصیح در خلال این حادثه به آن می‌پردازد، حرف اصلی رمان است. حال و هوا، تضادها و کشمکش‌های شخصیت‌های داستان در سرزمینی ملتهب از جنگ. مفاهیمی چون فروپاشی آرامش و سرمایه‌ها، درماند‌گی و بدبختی‌های مردم جنگ‌زده و زندگی در حال احتضارشان و سپس در آن سو، ماجرای آدم‌هایی که فرار را بر قرار ترجیح داده‌اند و در پاریس فقط اخبار این ویرانی‌ها را پیگیری می‌کنند.

بن‌مایۀ اصلی ادبیات جنگ در ایران غالباً بر چهار اصلِ به تصویر کشیدن حوادث جنگ، تقویت روحیۀ شهادت‌طلبی، از جان گذشتگی در راه نجات وطن و آسیب‌شناسی تبعات اجتماعی جنگ تکیه دارد. «ثریا در اغما» در زمۀ آثاری است که در دستۀ اول جای می‌گیرد و نگاهی منفی به مقولۀ جنگ دارد؛ ویرانی‌ها و حوادث را به تصویر می‌کشد و شهادت در راه دین و وطن معیاری ارزشی برای شخصیت‌های اصلی‌اش محسوب نمی‌شود. آنها غالباً آدم‌هایی فراری هستند که وطن‌پرستی‌شان محدود به خواندن شعر و غزلی از وطن در کنار بطری‌های شراب و پیگیری اخباری دست به دست شده میان هم‌وطنان‌شان در صندلی‌های گرم کافه‌های پاریس، زیر نورها و شمع‌های روشن است. راوی جایی میان این دو گروه ایستاده است؛ دوستان، عشق و میلش در میان این آدم‌های پاریس‌نشین و روشنفکر است و دلش جایی میان مردمش در بحبوحه جنگ می‌تپد ولی فقط از روی دلسوزی و بیچار‌گی. زیرا از گفت‌وگوهای درونی و دیالوگ‌های راوی متوجه می‌شویم که او اگر در آبادان یا حتی ایران مانده، آرمانی چون ایستادگی و مقاومت را در سر نمی‌پروراند و نمی‌خواهد در آتش جنگی که دیگران افروخته‌اند قربانی شود.

به زعم من این رمان، رمانی تک‌صدایی است؛ برخلاف آنچه که به نظر می‌رسد دو گروه اجتماعی و دو طبقۀ فکری در رمان حضور دارند و احتمالاً ما می‌بایست صداهای مختلفی را بشنویم، در واقع ما فقط صدای راوی را می‌شنویم. جلال آریان که نگاه قضاوت‌گر خود را به دوستان پاریسی خود دوخته و آنها را لاابالی، خودباخته و غوطه‌ور در ابتذال و تباهی توصیف می‌کند و گاهی در این بین دلش هم برای آنها و برای آنهای دیگری که در وطن بدبختی می‌کشند می‌سوزد. آنچه دیده می‌شود و شنیده می‌شود جهانی است که از ذهن راوی به ادراک درمی‌آید و شخصیت‌های دیگر در شکل‌گیری جهان داستان، فاقد تأثیرگذاری و جهت‌دهی به متن می‌باشند.

«ثریا در اغما» برای من اثری خواندنی است، ولی وقتی آن را در قیاس با آثاری که نویسندگان دیگری چون ساموئل بکت، رومن رولان، استاندال، آلبر کامو و پل الوار در مواجهه با جنگ، دردمندی بشر، بحران‌ها و وحشت‌زدگی انسان‌ها در چنین برهه‌های تاریخی قرار می‌دهیم، آن را اثری سطحی و شبیه به خاطره‌نگاری یا سفر‌نامه‌نویسی یک نویسنده از خاطرات و مشاهداتش می‌بینیم که فاقد نگاه متمرکز فلسفی، جامعه‌شناسانه و آسیب‌شناسانه در ماجراهایی است که در داستانش می‌گذرد. نگاه منتقدانۀ نویسنده به مقولۀ جنگ در حد یک عصبانیت از دیدن بدبختی مردم و خوشگذرانی‌های آنهایی که توانسته‌اند جانشان را بردارند و بروند باقی مانده است.

فرم و معنا در خرده‌روایت‌ها به ژرفای تئوری‌های قدرت و ویرانگری‌های اندیشه‌های فاشیستی در این دوران حساس تاریخی نمی‌پردازد و از این رو فصیح لایۀ دیگر رمان را یا نخواسته یا نتوانسته است باز کند. آنجایی که باید اشاره می‌کرد، این همه رنج که بر مردم دو سرزمین تحمیل شده حاصل چه نوع نگاه و طرز فکری است؛ بسیاری از مردمی که مانده‌اند و جلوی خمپاره‌ها خودشان و عزیزانشان تکه تکه می‌شوند چاره‌ای جز ماندن نداشته‌اند؛ آنهایی که رفته‌اند و روزگاری نویسندگان موفق و روشنفکرانی به‌نام بوده‌اند و حالا به ورطۀ چنین ابتذال و نابودی کشیده شده‌اند، متأثر از همین تحولات و جنگ ویرانگر به چنین روزی افتاده‌اند. میخوار‌گی‌ها شاید تلاشی برای فراموشی و رنجی است که مهاجرین و تبعیدی‌ها به آن دچارند و هزاران شاید و امایی که می‌توانست از زیر نگاه قضاوت‌گر راوی در برود، در قالب روایت به آن پرداخته شود و داستانی منسجم‌تر در خدمت معنایی واحد ارائه کند. دیالوگ‌ها و خرده‌روایت‌های پراکنده از مثلاً روابط عشقی لیلا آزاده و رابطه‌اش با جلال آریان، حادثۀ اصلی رمان که نام رمان از آن گرفته شده را چنان به حاشیه برده که خواننده اصلاً توجهی به آن ندارد و مردن و ماندن ثریا حسی در خواننده ایجاد نمی‌کند.

آنچه این رمان را جذاب می‌کند توصیفات، درام مستتر در روایت و زبان داستانی نویسنده است. فصیح قصه‌گوی خوبی است. آنچنان که می‌بینیم غالباً رمان‌هایی که نوشته است، خوانده شده و به تجدید چاپ‌های متعدد رسیده است. او عناصر داستانی را به خوبی می‌شناسد و از تجربۀ زیسته‌اش به بهترین نحو برای روایتگری داستان‌هایش استفاده کرده است. نویسنده در این رمان اطلاعات جالبی را به خواننده می‌دهد. اطلاعاتی که شاید کمتر در آثار داستانی دوران جنگ ایران و عراق به آن پرداخته شده است. سبک زندگی ایرانی‌هایی که از تحولات و حوادث انقلاب و جنگ فرار کرده‌اند؛ وضعیت دانشجویان ایرانی در فرانسه؛ سرمایه‌داران و فرصت‌طلبان اقتصادی در آن دوران نابسامان؛ گروگان‌های امریکایی و تصویرهای متعددی از مکان‌ها و روابط آدم‌ها در پاریس و سبک زندگی و تفاوت‌های فرهنگی ایرانی‌ها و فرانسوی‌ها. قاب‌هایی پارادوکسیکال که نشان می‌دهد چطور یک گوشه دنیا غرق آرامش و موزیک و عیش و نوش است و در گوشه‌ای دیگر آدم‌ها تکه تکه می‌شوند و همه چیز در حال ویرانی است. وقتی ماجرای برادری که به اشتباه در پاس شبانه برادر خود را تیرباران می‌کند و بعد از فرط اندوه گلوی خود را می‌برد می‌بینیم که چطور آدم‌ها درجه‌های وحشتناکی از جنون و استیصال را تجربه می‌کنند، درد می‌کشند و ذره و ذره نابود می‌شوند.

کابوس‌ها و احوالات متغیر جلال آریان نشانه‌های متنی است که خواننده را وارد فضای روان‌کاوانه آدم‌هایی می‌کند که جنگ را می‌زیند و ناخودآگاهشان مدفن تصویرهای دهشتناک، آلام و رنج‌هایی است که تمامی ندارد و هرگز رهایشان نمی‌کند. پلات داستان ظرفیت‌های زیادی برای پرداختن به مطالعات فرهنگی و رصد کردن «آدم‌ها» در روزهای بحران و سخت تاریخی دارد. ظرفیت‌هایی که گاه به خوبی استفاده شده و گاهی نادیده گرفته شده است.

===============

منبع:

سایت کافه داستان   http://www.cafedastan.com/1398/12/01




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت