داستان‌های گمانه‌زن فارسی تنوع ندارند/گفتگو با پارمیس علی‌بیگی نویسنده رمان «دخترکی در میان مه» / خبرگزاری کتاب ایران/داود علیزاده



 

«ادبیات گمانه‌زن» از جمله ژانرهایی است که در ادبیات ایران کمتر به آن پرداخته شده است؛ با وجود این در یک دهه اخیر با افزایش انتشار آثار ترجمه‌‌ای در این حوزه، بیشتر مورد توجه نویسندگان و مخاطبان اعم از کودک و نوجوان و بزرگسال قرار گرفته است.

کتاب شما در دسته ادبیات گمانه‌زن قرار گرفته است. نظر خودتان در این‌باره چیست؟
ادبیات گمانه‌زن یا همان فانتزی، سبکی است که در جامعه‌ ما جایگاه خودش را پیدا نکرده است. در پیشینه غنی ادبیات پارسی به جز چند مورد خاص مانند شاهنامه، ارداویراف‌نامه و یکی دو کتاب گمنام دیگر، سایر کتاب‌ها تمِ گمانه‌زنی ندارند؛ بلکه اکثرا در ژانر رئالیسم یا واقع‌گرا قرار می‌گیرند. به همین دلیل کمتر کسی سراغ فضا و سبک گمانه‌زن می‌رود. خواننده‌های فارسی‌زبان اغلب ترجیح می‌دهند کتابی بخوانند که محتوای آن به زندگی خودشان شبیه باشد تا بتوانند با فضا و شخصیت‌های داستان به‌طور واقعی هم‌ذات‌پنداری کنند که چنین پدیده‌ای در ادبیات گمانه‌زن به‌سختی اتفاق می‌افتد.

جدا از بحث مخاطب و اقبال او به ادبیات گمانه‌زن، این ژانر از طرف نویسندگان هم زیاد مورد استقبال قرار نگرفته است...
همین‌طور است. متاسفانه داستان‌های گمانه‌زن فارسی تنوع چندانی ندارند. بیشتر آن‌ها با مضمون شاهنامه جای خودشان را در میان مخاطبان باز کرده‌اند و به‌ندرت داستانی پیدا می‌شود که منبع الهام آن موضوع جدیدی غیر از این‌گونه اساطیر بی‌بدیل پارسی باشد. راستش را بخواهید من به‌دنبال داستانی بودم که خودش منبع الهام خودش باشد. گرچه گریز زدن به بعضی اساطیر یکی از چاشنی‌های جذاب داستان‌نویسی آن ‌هم از نوع فانتزی است. کم‌کم ایده‌های اولیه «دخترکی در میان مه (بهشت سیاه)» به ذهنم خطور کرد. بعد از آن شخصیت‌ها هرکدام به‌نحوی در ذهنم خلق شدند.

منبع الهام شما در خلق این رمان چه بود و داستان آن چگونه شکل گرفت؟
منبع الهام مجموعه «دخترکی در میان مه (بهشت سیاه)» رویاها و تصوراتی بود که سال‌ها آنها را پرورانده بودم. همچنین در دهه اخیر گاهی سرک می‌کشیدم به داستان‌های نویسندگان دیگر اعم از ایرانی و غیرایرانی. کتاب‌های فانتزی نویسندگان خارجی به‌اندازه کافی تنوع و ایده‌های ناب داشت و خواننده با هر سلیقه‌ای می‌توانست انبوهی از کتاب‌ها و سبک‌های مورد علاقه‌اش و حتی زیرمجموعه‌های متنوع را پیدا کند.

موضوعی که در کتاب شما به چشم می‌آید اسامی غریب و ناآشناست مثل ویسوم، سیبهفر، پالروا و... دلیل خاصی برای این انتخاب اسامی داشتید؟
بله، همه اسم‌ها را با دقت و حتی گاهی با کدگذاری‌های ویژه خودم ساختم، چون قصد نداشتم شباهتی به داستان‌های دیگر داشته باشد. معتقدم این اسامی گرچه ناآشنا به نظر می‌رسند ولی با شنیدن آن‌ها خواننده به یاد دنیای دیریا در کتاب بهشت سیاه می‌افتد و نه کتاب دیگر. شاید در این مورد کمی سختگیر بوده‌ام؛ زیرا همه‌چیز را می‌خواستم خودم بسازم از جغرافیا و نقشه گرفته تا اسامی و...

چه مدت طول کشید تا این رمان را بنویسید و آیا در بازنگری و بازنویسی از راهنمایی کسی هم کمک گرفتید؟

نگارش کتاب حدود دو سال زمان برد. سپس یک سال هم برای بازنگری و ویرایش آن زمان گذاشتم که مجموعا سه سال می‌شود. در بازنگری اولیه کتاب از محبوبه خراسانی استاد ادبیات فارسی کمک گرفتم. چون نسخه‌ اولیه داستان فوق‌العاده پیچیده و سنگین بود و دکتر خراسانی به روان‌سازی جملات کمک فراوانی کرد.

متون کهن و افسانه‌های باستانی در داستان این کتاب چقدر تاثیر دارند؟ به‌طور مثال در کتاب از درخت آسوریک نام برده‌اید.

درخت آسوریک یک نمونه از این افسانه‌های باستانی پارسی بود؛ داستانی پندآمیز و گیرا که شاید بتوان گفت درصد خیلی کمی از مردم با آن آشنا بودند که آن‌ها هم بیشتر شامل کسانی می‌شدند که سروکارشان با ادبیات باستانی ایرانی بود. استفاده از مضمون این متن باستانی در یک‌فصل برایم فوق‌العاده هیجان‌انگیز بود؛ زیرا می‌دانستم کمتر کسی آن را شنیده و شاید بعد از خواندن این کتاب به دنبال قصه‌ اصلی‌اش باشد. حتی برج بابل هم که به‌صورت استعاره از آن استفاده‌ شده است، شامل این موضوع می‌شود. حتما در جلدهای آینده نیز همچنان به‌دنبال چنین افسانه‌های ناب باستانی خواهم گشت.

با این حال می‌توان در کتاب «دخترکی در میان مه» تاثیر نویسندگانی همچون تالکین و جی‌. کی رولینگ را هم در کار شما دید. با این چقدر موافق هستید؟
شاید بتوان گفت موضوعی که باعث شد داستان کتاب را منسجم خلق کنم، برمی‌گردد به داستان‌های نویسندگانی همچون تالکین و جی‌. کی رولینگ؛ زمانی با کتاب‌هایشان آشنا شدم که نوجوان بودم و به دنبال فضاهای فانتزی مانند داستان‌های هری‌پاتر و ارباب حلقه‌ها می‌گشتم. با گذر زمان عناصر دنیای خیالی ذهنم در کنار همدیگر قرار گرفتند و تبدیل به مجموعه «دخترکی در میان مه» شد.
================================

منبع:

 ایبنا   http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/284565




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت